چند وقت پیش اطلاعیه ای را بر روی شیشه داروخانه شفا(در کنگاور) یددیم که خبر از 1 1 1 1 1 می داد.در کل شهر همان تک اطلاعیه بود که به مناسبت نزدیکی مطب سابق او به آن داروخانه در آنجا نصب شده بود.
دکتر چند سالی بود که از کنگاور رفته و نزد تک پسرش ساکن کرمانشاه شده بود.
دکتر زمانی همسری افغانستانی داشت که مانند خودش پزشک بود اما طباطبت نمی کرد.سالها پیش که سن و سالی هم نداشتم ناخوش احوال بودم.شب عید بود و دسترسی به پزشک قدری مشکل بود.به اتفاق مادر به منزلش رفتیم.با همسرش قصد سفر به جایی را داشت اما فروتنانه نشست و مرا معاینه کرد و علیرغم اصرار چیزی نگرفت الا طلب دعای خیر.
از وقتی همسر باوفایش درگذشت حال و روز خوشی نداشت.گاهی به مغازه ای که مقابل خانه اش داشتیم می آمد و اندکی می نشست و به خانه برمی گشت.از گلهایی که در خانه داشت می گفت و قصد نشان دادن آنها را به من داشت که البته مجالش فراهم نشد...روحش شاد.
برچسب:
نویسنده: اشکان فراهانی