هوا سرد بود. ملکه اعتضادی در دادگاه
با نشیخند گفت:
"آقای مصدق
! شما که ادعا میکردید بیدی نیستید که با این بادها بلرزید حالا چرا از هیبت دادگاه
می لرزید؟!"
دکتر
مصدق
گفت:
"عفیفه خانم! منار جنبان هم قرنهاست میلرزد ولی پابرجاست"
خاطراتی از اللهیار صالح
برچسب:
نویسنده: اشکان فراهانی