آب
بابا سر سفره داداشم را صدا زد و گفت:عباس آب بیار!
نمی دانم چرا یکدفعه صدای مهمان ها به گریه بلند شد!؟
برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: جمعه 16 خرداد 1399 ساعت: 11:01