خاطره ای گویی دکتر نوش آفرین انصاری | بلاگ

خاطره ای گویی دکتر نوش آفرین انصاری

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

دکتر نوش آفرین انصاری :

 آخرین خاطره ای که من از مرحوم سید جلال آشتیانی دارم مربوط به شاید ۱۲ سال پیش است که کنگره ای در مشهد تشکیل شده بود با نام «کتاب و کتابداری در جهان اسلام». آقای دکتر ولایتی دعوت کرده بودند از مرحوم دکتر ذبیح الله صفا که مدتی بود در ایران نبودند تا در این کنگره شرکت کنند. ایشان هم شرکت کردند. از قضا وقتی رفته بودند در همان محلی که سالیان دراز تدریس کرده بودند، یعنی دانشکده ادبیات، کسی فریاد زده بود که این مردکه (دکتر صفا) را چه کسی  اینجا راه داده. حالا ایشان با دعوت وزیر خارجه آمده بود و حتی آقای دکتر ولایتی ماشین فرستاده بودند که او را بیاورند. در یکی از این شب ها ما در هتل الغدیر مشهد بودیم. تلفن کردند که آقای جلال آشتیانی می خواهد به دیدن دکتر ذبیح الله صفا بیاید. خلاصه آمدند و دور هم جمع شدیم. در آنجا صحنه ای که جلب توجه من را کرد این بود که وقتی استاد آشتیانی می خواست از دکتر صفا خداحافظی کند، خم شد و دست ایشان را بوسید. سابقه ندارد و من ندیده ام که یک سید معمم خم شود و دست کسی را ببوسد. این کار را آقای آشتیانی در حضور همه کرد. خم شد و دست دکتر صفا را بوسید. من در شرح حالی که بعدتر نوشتم گفته ام که شاید آن بی مهری ای که به دکتر صفا شده بود را آن سید جلیل القدر می خواست خود یک تنه جبران کند. این تعالی روح یک عالم را می رساند.

...
نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 6:45